هفت آسمان






صفحه اول آرشیو مطالب تماس با ما RSS 2.0
درباره وبلاگ
● پست الكترونیك
موضوعات
● عمومی (13)
● والپیپرهای آسمونی (4)
● نواهای آسمونی (0)
آخرین مطالب
● پیامبر رحمت؛ مانع عذاب الهی
● در سوگ رحمه للعالمین.........
● حضرت آدم(علیه‎السلام) در زمین كربلا
● حسین (علیه اسلام)
● باب المراد غریب
● میلاد امام مهربانی امام رضا (ع) مبارک
● بشارت های انبیاء الهی
● الوداع........
● برترین عبادت چیست؟
● دلا باید به هر دم یا علی گفت.....
● عبادت
● پس زمینه ماه رمضان
● و اما سئوالات...
● موج آفرینی
● مسابقه
● لیست آخرین مطالب
نویسندگان
● هفت آسمون
آرشیو مطالب
● بهمن 1388
● دی 1388
● آذر 1387
● آبان 1387
● مهر 1387
● شهریور 1387
● مرداد 1387
پیوند ها
● وارثین
● رسول نور
● رسول اعظم
● فریماه
● یک قلب پاک
● طلوع کن ای آفتاب...
● راه بارون
● اندکی درنگ
● از همین امروز
● انتظار یار
● آفتاب آمد
● یا محمد
● جویبار انتظار
● همه پیوندها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



پیامبر رحمت؛ مانع عذاب الهی
پیامبر رحمت؛ مانع عذاب الهی

« وَما کان الله لیعذبهُم وَ أَنتَ فیهم »39

هیچگاه خداوند آنها را عذاب نمی کند مادامی‌که تو در میان آنها هستی . وجود با برکت آن حضرت مانع از عذاب الهی بر گنهکاران و کفار است . در منابع شیعه و اهل تسنن از امیر المومنین (ع) روایت شده که آن حضرت فرمود : « کان فی الارض امانان من عذاب اهله وَ قَد رَفَعَ اَحَدهما فَدونکم الا خره فتمسکوا به وَ قراء   هذه الایه » . 40  در روی زمین دو وسیله امان از عذاب الهی است؛ یکی وجود با برکت رسول خدا که از دنیا رحلت کردند و دیگری استغفار است که به آن تمسک بجویید سپس این آیه شریفه را تلاوت فرمودند : « وَما کان الله لیعذبهُم وَ أَنتَ فیهم » اینکه وجود نازنین آن حضرت مانع از عذاب الهی است از مشخصات پیامبر اعظم است چونکه با وجود دیگر انبیا ، امت آنها مورد عذاب الهی واقع شده اند . از دیگر ویژگی پیامبر رحمت این است که هیچگاه کسی را نفرین نکرد و در هیچ حال از درگاه خداوند عذاب کسی را درخواست نکرد اما حضرت نوح عرضه داشت : « ربِّ لا تذرنی علی الارض من الکافرین دیاراً 41پروردگارا کافران را هلاک کن و از آنها کسی بر روی زمین باقی مگذار . و در جایی دیگر عرضه داشت « ولا تَز ِدِ الظّالمینَ اِ لَّا تَبارَا.»  ستمکاران جز بر هلاک و عذابشان میفزای . 42

اما از پیامبر اعظم درخواست می کردند که در حق مشرکین نفرین کند می فرمود : من برای رحمت آمده ام نه لعنت43  بلکه در حق آنها و برای هدایت آنها دعا می کرد . همچنانکه پیامبر رحمت در فتح مکه وقتی وارد شهر شد با کفار و مشرکین که از هرگونه اهانت و جسارت و غارت و تجاوز بر پیامبر و یاران او کوتاهی نکردند و انتظار مجازات را داشتند اما همه را مو رد عفو و بخشش قرار داد  فرمود : « الیوم یوم المرحمه » امروز روز رحمت و مهرورزی است . « اذهبوا انتم الطلقا » بروید امروز همه شما آزاد هستید . 44

پیامبر رحمت حتی در لحظه مرگ دلواپس عذاب امت گناهکار خود در قیامت بود هنگامی که ملک الموت برای قبض روح آمد پیامبر فرمود صبر کن برادرم جبرئیل بیاید بعد از مدتی که جبرئیل آمد فرمود چرا دیر آمدی؟ جبرئیل عرض کرد یا رسول الله مشغول تزئین بهشت بودیم  فرمود : اینها دلم را خوش نمی کند بگو با امت من چه خواهد شد جبرئیل رفت و برگشت و عرضه داشت خداوند سلام می رساند و می فرماید آنقدر از امت خود در روز قیامت شفاعت کن تا خودت راضی شوی . 45

علی(ع) نقل کردکه رسول خدا فرمود :در روز قیامت در موقف شفاعت می ایستم و آنقدر گنهکاران را شفاعت می‌کنم كه خداوند می فرماید : ارضیت یا محمد آیا راضی شدی من عرض می کنم رضیتُ رضیتُ راضی شدم راضی شدم46 . در روز قیامت همه انبیا و مردم می گویند وَ انفُسَاه اما پیامبر رحمت می فرماید اُمتی امتی .

منبع سایت سازمان تبلیغات اسلامی




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 بهمن 1388 توسط هفت آسمون
نظرات ()

در سوگ رحمه للعالمین.........
در سوگ رحمه للعالمین ......
ای رسول خدا چه حالی به تو دست می داد اگر می دیدی سرور تمام زنان جهان را که گریه کرد ،تو را خواند (وا ابتاه) گفت و یاری خواست برای اسلام و برای خود که به عزای پسرش نشسته و یاری می طلبید.چه حالی پیدا می کردی اگر او را بین در و دیوار می دیدی.چه حالی پیدا می کردی اگر در حالی که پهلویش سیاه و دنده اش شکسته بود او را می دیدی .چه حالی پیدا می کردی اگر می شنیدی که میگفت :جان من در زندان آه اندوهبار من است.کاش با اه ها جانم بیرون می آمد!بعد از تو خیری در زندگی نیست و گریه ام فقط از ترس این است که زندگیم طولانی شود!
وای از داغ تو پدرم!وای از مرگ پسر محبوب تو ،ابی الحسن مورد اعتماد و پدر نوه هایت حسن و حسین.این بهترین مردمان !اکنون او را در اسارت می کشن. و چه حالی پیدا می کردی ،اگر می شنیدی که ناله می کرد،از اندوه و مصیبتهای خود شکایت می نمود ،تو را صدا می زد و یاری می طلبید. و باور دارم شکایت دخترت را شنیدی و می دیدی که چه رفتاری با نزدیکان و دودمان تو می شود و می توانم تصور کنم چه حالی از دیدن و شنیدن ان به تو دست می داد.
خوب شود که نبودی تا ببینی با حسنت چه کردند نبودی تا پاره پاره های جگرش را ببینی در کربلا نبودی تا ببینی با عزیزانت چه کردند این بهترین مردمان!
خداوند به خاطر این مصیبت های بزرگ و وقایع دردناک،بهترین پاداشی را که خداوند به پیامبری بخاطر امتش می دهد به تو عنایت فرماید. و چگونه خداوند چنین پاداشی به تو ندهد که اگر صبر تو در راه خدا و به کمک او نبود و امتت را به خاطر این ظلم ها نفرین می نمودی ،تمام جهانیان از این جرائم نابود می شدند.
و اما خودم خجلت زده ام از خبرهای بدی که از گناهان من به شما میرسد از خبرهای ظلم به امتت و ساکت و بی عمل ماندن ما هر روز و هر ساعت در حالی که خودمان را از منتظران فرزندت مهدی می دانیم..........



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 بهمن 1388 توسط هفت آسمون
نظرات ()

حضرت آدم(علیه‎السلام) در زمین كربلا

یا ابا عبدالله لقد عظمت الرزیة و جلت المصیبة بك علینا و على جمیع اهل الاسلام؛

یا ابا عبدالله هر آینه سوگوارى تو بزرگ شد و مصیبت تو بر ما و بر همه ی اهل اسلام عظیم شد.

شیخ طریحى" در "منتخب" نقل می‎كند كه وقتی حضرت آدم به زمین هبوط كرد و حوا را ندید در طلب او در زمین كربلا افتاد و بدون آن كه واقعه‎اى براى او پیش بیاید به اندوهى بزرگ در افتاد و سینه‎اش تنگ شد و چون به مقتل امام حسین(علیه‎السلام) رسید لغزشى در وى پدید آمد كه خون از پاى وى جارى گشت، سر به سوى آسمان كرده و گفت: پروردگارا آیا من مرتكب گناه دیگرى شدم كه اینك مرا كیفر دادى؟

حق تعالى وحى فرستاد كه اى آدم جرم تازه‎اى از تو صادر نشده ولى فرزندت حسین در این زمین ظلم كشته می‎شود. اینك خون تو به موافقت وى ریخته شد. آدم عرض كرد پروردگارا حسین، پیغمبر است؟ خطاب آمد كه پیغمبر نیست ولى فرزندزاده ی پیغمبر من محمد(صلى الله علیه و آله) می‎باشد. عرض كرد قاتل او كیست؟ خطاب آمد قاتلش یزید است كه ملعون اهل آسمان ها و زمین است.

آدم رو به جبرئیل کرد و گفت چه كار كنم؟ گفت:لعن بر یزید كن. آدم چهار مرتبه یزید را لعن نمود و چند قدمى برداشت تا به كوه عرفات رسید و حوا را دریافت .

 

حضرت نوح(علیه‎السلام) در زمین كربلا

در "منتخب" روایت شده که چون حضرت نوح سوار كشتى شد و دنیا را آب گرفت بر روى آب حركت می‎كرد تا به كربلا رسید. در آنجا كشتى ایستاد و حركت نكرد. نوح از غرق شدن كشتى ترسید عرض كرد: الهى بر روى آب همه جا گردیدم، ولی مرا خوفى مثل این زمین فرا نگرفت. جبرئیل نازل شد عرض كرد: یا نوح در این زمین امام حسین(علیه‎السلام) شهید می‎شود كه سبط خاتم انبیاء محمد مصطفى می‎باشد. حضرت نوح پرسید: قاتل او كیست؟ جبرئیل گفت: لعین هفت آسمان و زمین. حضرت نوح چهار مرتبه او را لعن كرد، و كشتى حركت كرد تا به كوه جودى رسید.

ادامه دارد.......

منبع سایت تبیان



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 دی 1388 توسط هفت آسمون
نظرات ()

حسین (علیه اسلام)
حسین (علیه اسلام)
بیشتر از آب ، تشنه لبیک بود
اما افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.

دکتر علی شریعتی



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 دی 1388 توسط هفت آسمون
نظرات ()

باب المراد غریب

باب المراد غریب

طائر عرشم ولى پر بسته‏ام

یاد دلدارم ولى دلخسته‏ام
آسمانم بى ستاره مانده است
درد من را سوى غربت رانده است
ناله‏ها مانده است در چاه دلم
قاتلى دارم درون منزلم
من رضا را همچو روحى بر تنم
هستى و دارو ندار او منم
ضامن آهو مرا بوسیده است
خنده‏ام را دیده و خندیده است
بر رضا هركس دهد من را قسم
حاجتش را مى‏دهد بى بیش و كم
لاله‏اى در گلشن مولا منم
غصه دار صورت زهرا منم
زهر كین كرده اثر رویم ببین
همچو مادر دست بر پهلو غمین
در میان حجره‏اى در بسته‏ام
بى قرارم، داغدارم، خسته‏ام
این طرف یا فاطمه باشد جواد
آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد
این طرف درد و غم و آه و فغان
آن طرف هم دختران كف زنان
كس نباشد بین حجره یاورم
من جوانمرگم، شبیه مادرم
ریشه‏ها را كینه‏ها سوزانده است
جاى آن سیلى به جسمم مانده است
حال كه رو بر اجل آورده‏ام
یاد باباى غریبم كرده‏ام
نیست یك درد آشنا اندر برم
خواهرى نبود كنار پیكرم
تشنه لب در شور و شینم اى خدا

یاد جدّ خود حسینم اى خدا

برای مشاهده والپیپر به اندازه کامل روش کلیک کنید.

              

 




نوشته شده در تاریخ شنبه 9 آذر 1387 توسط هفت آسمون
نظرات ()

میلاد امام مهربانی امام رضا (ع) مبارک

 

با ورودت یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) سراسر شور و شوقم لبالب نو امید

    

بنویسید به روی قبر و بروی کفنم                     عاشق و دیوونه امام رضا منم منم

نام او حک شده بر روی دل او سینه ام                   حرم قشنگ او کربلا و مدینه ام

از ازل مهر رضا در آب و در گل منه                      پر و بال کفتراش سایه بون دل منه

  

 

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آبان 1387 توسط هفت آسمون
نظرات ()
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

قالب وبلاگ