تبلیغات
هفت آسمان

 لینكدونی ..

ARCHIVE
 

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



شنبه 9 آذر 1387:باب المراد غریب

 

باب المراد غریب

طائر عرشم ولى پر بسته‏ام

یاد دلدارم ولى دلخسته‏ام
آسمانم بى ستاره مانده است
درد من را سوى غربت رانده است
ناله‏ها مانده است در چاه دلم
قاتلى دارم درون منزلم
من رضا را همچو روحى بر تنم
هستى و دارو ندار او منم
ضامن آهو مرا بوسیده است
خنده‏ام را دیده و خندیده است
بر رضا هركس دهد من را قسم
حاجتش را مى‏دهد بى بیش و كم
لاله‏اى در گلشن مولا منم
غصه دار صورت زهرا منم
زهر كین كرده اثر رویم ببین
همچو مادر دست بر پهلو غمین
در میان حجره‏اى در بسته‏ام
بى قرارم، داغدارم، خسته‏ام
این طرف یا فاطمه باشد جواد
آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد
این طرف درد و غم و آه و فغان
آن طرف هم دختران كف زنان
كس نباشد بین حجره یاورم
من جوانمرگم، شبیه مادرم
ریشه‏ها را كینه‏ها سوزانده است
جاى آن سیلى به جسمم مانده است
حال كه رو بر اجل آورده‏ام
یاد باباى غریبم كرده‏ام
نیست یك درد آشنا اندر برم
خواهرى نبود كنار پیكرم
تشنه لب در شور و شینم اى خدا

یاد جدّ خود حسینم اى خدا

برای مشاهده والپیپر به اندازه کامل روش کلیک کنید.

              

 

 

هفت آسمون +والپیپرهای آسمونی , +

ویرایش در [شنبه 9 آذر 1387] || [12:38 ب.ظ]

[11:58 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 21 آبان 1387:میلاد امام مهربانی امام رضا (ع) مبارک

 

 

با ورودت یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) سراسر شور و شوقم لبالب نو امید

    

بنویسید به روی قبر و بروی کفنم                     عاشق و دیوونه امام رضا منم منم

نام او حک شده بر روی دل او سینه ام                   حرم قشنگ او کربلا و مدینه ام

از ازل مهر رضا در آب و در گل منه                      پر و بال کفتراش سایه بون دل منه

  

 

 

 

هفت آسمون +والپیپرهای آسمونی , +

ویرایش در [سه شنبه 21 آبان 1387] || [12:45 ب.ظ]

[10:13 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

دوشنبه 20 آبان 1387:بشارت های انبیاء الهی

 

بشارت های انبیاء الهی درباره آمدن رسولی بر حق ، به نام محمد (صلی الله علیه و آله) و اینگونه شد مصلحت باری تعالی ..... ، که از پس هزاران هزار دسیسه های قوم شیطان و فقط از برای یک سه حرف (آیا) دراندرونی من من و تو ، روایاتش را این چنین امین بدارد که اکنون در دستان تفکر ماست ! از هر کیش و آیین که هستیم ..... ! در هر قوم و ملیت که پرورش یافته ایم .....! اگر سیاهیم و یا سفید ......! اگر عرب یا خواه عجم .....! ایرانی ....یهود .... یا نصاری ....! از برایمان بشارت های فرستاده است....

«ان کنتم مومنین» (تا مگر ایمان آورید)! تا مگر ایمان آوریم.....!

انجیل یوحنا

فصل چهارده _ آیات 16 ، 17،25 ،26  :

«اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید ، و من از پدر خواهم خواست و او دیگری را که فارقلیط است به شما خواهد داد که همیشه با شما خواهد بود، خلاصه حقیقتی که جهان آنرا نتواند پذیرفت زیرا که آنرا نمی بیند و نمی شناسد ، اما شما آنرا می شناسید زیرا که با شما می ماند و در  شما خواهد بود ....اینها را به شما گفتم مادام که با شما بودم. اما فارقلیط روح مقدس که او را پدر به اسم من می فرستد او همه چیز را به شما تعلیم دهد و هر آنچه گفتم به یاد آورد»

فارقلیط ، ترجمه عربی پریکلیتوس و به معنای احمد است. که مترجمین آن را از روی عمد یا اشتباه تسلی دهنده ترجمه کرده اند.

فصل پانزده_ آیه 26 :

" لیکن وقتی فارقلیط که من او را از جانب پدر می فرستم و او روح راستی است که از جانب پدر عمل می کند و نسبت به من گواهی خواهد داد."

فصل شانزده _ آیات 7 ، 12 ، 13 ،14 :

"و من به شما راست می گویم که رفتن برای شما مفید است ، زیرا اگر نروم فارقلیط نزد شما نخواهد آمد ، اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم. اکنون بسی چیزها دارم  که به شما بگویم لیکن طاقت تحمل ندارید . اما چون آن خلاصه حقیقت بیاید او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد کرد ، زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند . بلکه آنچه می شنود خواهد گفت  و از امور آینده به شما خبر خواهد داد...."

می بینید ..... ؟!!! تسلی دهنده هدایتگری که به حقیقت از آینده خبر می دهد و به او وحی می شود ..... !!!چه کسی است جز رسولی از جانب حق ....؟ چه کسی جز ختم پیغمبران ؟ چه کسی جز محمد (صلی الله علیه و آله) ؟

کتاب یهودا

آیات 15 ، 14 :

«لکن خنوخ "ادریس " که هفتم از آدم  بود . درباره همین اشخاص خبر داده گفت : اینک خداوند با ده هزار از مقدسین خود آمد تا بر همه داوری نماید و جمیع بی دینان را ملزم سازد و بر همه کارهای بی دینی که ایشان کردند و بر تمامی سخنان زشت که گناهکاران بی دین برخلاف او گفتند ....»

که ده هزار مقدس ، فقط با یاران رسول خدا ، محمد (صلی الله علیه و آله ) ، در فتح مکه مطابقت می کند.

سفر یهودا

باب 33 ، آیه 2

"و گفت خدا از کوه سینا آمد و برخاست از سعیر به سوی آنها و درخشید از کوه پاران  و آمد با 10 هزار مقدس از دست راستش  با یک قانون آتشین.... "

که طبق تحقیق جغرافی دانان پاران یا فاران مکه است. و ده هزار مقدس نیز چون بالا فقط با همراهان  رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) تطبیق دارد .

و اما این آیات تنها بخش اندکی از گنجینه روایات محفوظ مانده است .

«ان کنتم تعقلون» (تا مگر تعقل کنید!) ..... تا مگر تعقل کنیم.

 

 

 

هفت آسمون +عمومی , +

ویرایش در [دوشنبه 27 آبان 1387] || [10:43 ب.ظ]

[11:17 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

چهارشنبه 10 مهر 1387:الوداع........

 

 

خدایا، آیا این حقیقتاً رمضان توست که می رود؟ یا ماییم که می رویم و هر لحظه از آن دورتر می شویم ! دور می شویم تا فراموشمان شود چگونه آن را در غفلت گذراندیم . فراموشمان شود چگونه در شب های قدر رخوت و سستی خواب ما را فراگرفته بودو ندایی که نه از جانب تو بود مدام در گوشمان زمزمه می کرد: « باز هم فرصت هست!» « باز هم فرصت هست!»

آری باز هم فرصت هست ؛ اما آیا فرصتی برای فرو رفتن بیشتر در گودالی که خود برای خویشتن حفر کردیم؟ یا فرصتی برای یک لبیک ناب الهی ؟

آیا ، به راستی به زبان آوردن این یک کلمه آن چنان دشوار است که ما را همواره به انتظار فرصت آخر وا می گذارد؟

خدایا چگونه باور کنم که این رمضان هم گذشت و حال آنکه هنوز به خود نیامده ام . خدایا آن زمان که تو سحرگاهان مرا خواندی تا نجاتم دهی ؛ من در خواب غفلت پاسخ دادم هنوز سحرگاهی دیگر نیز باقی است.

آن زمان که تو سفره رنگینی به پاداش تنها یک نیم روز گرسنگی برایم گسترانیدی تا مگر شکر تو را به جا آورم ؛ آنقدر خود را به آن مشغول ساختم  تا رخوت ، سستی و پرخوری مرا از یاد تو غافل کرد.

آن زمان که شب قدر را بر من ارزانی داشتی و به من گفتی کوله بارت را از گناه خالی کن و توشه ای برای عمر باقی خود بساز ، از درک آن عاجز ماندم.

یا رب ، اکنون این منم در پیشگاه تو ، من با جمیع گناهانم -که از من بیزارند-اکنون و اینجا!! بر بام بلند ترین های زمین -بر بام دل- آمده ام تا دراین الوداع رمضان ، در این بزرگ عید مسلمانان آمده ام تا از توسئوال کنم : امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء؟ آیا باز هم امیدی بر مضطری که از جمیع غفلت هایش به درگاه تو انابه می کند. باقی هست؟

می آیم ، نه به گام های خود که به اراده تو! می خوانم، نه به کلام خود که به کلمات تو! می گویم ، نه بر جمیع گناهانم که از دوری و شوق دیدار تو!

شرمسارم ،شرمسارم نه از این که بازگشتم که چرا رفتم !!! امیدوارم نه به اعمال خود که به عشق تو.............

از مادر مهربان تر ! در رمضان و غیر از آن دوستت دارم و تو را می ستایم !

            

 

هفت آسمون +عمومی , +

ویرایش در [پنجشنبه 11 مهر 1387] || [01:10 ق.ظ]

[11:10 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

شنبه 6 مهر 1387:برترین عبادت چیست؟

 

ممنون از همه دوستانی که ما را از نظراتشون مطلع کردند.Smiley

به راستی برترین عبادت چیست؟

همان عبادتی که از تلاوت قرآن برتر و با فضیلت تر دانسته شده است!همان  عبادتی که سلاح مومن است!همان که اثر و برکتش باعث سرازیر شدن روزی، شفای دردها ، رسیدن به موفقیت و رستگاری رفع بلاهای نازل شده و دفع بلای مقدر و غیر مقدر می گردد!

پاسخ این سئوالها را می توان در فرمایشی از امام محمد باقر (علیه السلام) جستجو کرد که می فرمایند: دعا برترین عبادت است.

چرا دعا برترین عبادت است؟؟؟!

1.      با توجه به معنای عبادت ،هر چه انسان کوچکی و فقر خود را در برابر خداوند بیشتر وجدان نماید. روح عبادت که همان اظهار تذلذل و خضوع است بیشتر و عمیق تر صدق می کند.

حال دعا زمانی است که انسان ماهیت فقیر و گدایی خود را بهتراز هر وقت دیگری می یابد و به همین جهت در برابر کسی که او را بی نیاز محض می داند بیش از هر شرایط دیگری احساس کوچکی و خواری می نماید.

2.      دعا در لغت به معنای خواندن می باشد و خواندن خداوند نوعی عبادت است . که معمولا همراه با سئوال و درخواست از درگاه اوست. کسی که خدای خود را می خواند اعتقادش این است که او همه کاره مطلق است.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: بر شما باد به این که اهل دعا باشید.زیرا از هیچ طریقی مانند آن تقرب به خداوند پیدا نمی کنید.

منظور از اهل دعا چیست؟ آیا ما اهل دعا هستیم ؟ چگونه باید اهل دعا شد ؟

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : کوچک بودن یک چیز مانع دعا و درخواست آن نشود. چون برآوردن نیازهای کوچک به دست همان کسی است که نیازهای بزرگ را برآورده می کند.

عموما ما در اموری که آنها را بزرگ و سخت می شماریم زیاد دعا می کنیم.

ولی درباره چیزهای کوچک اهمیت زیادی به دعا کردن در مورد آنها نمی دهیم مثلا در بیماری های سخت دست به دعا و توسل بلند می کنیم اما در بیماری های مثل سرماخوردگی به آن صورت خود را محتاج دعا کردن نمی بینیم.

چرا چنین است آیا یک بیماری عادی و معمولی بدون عنایت و لطف خداوند رفع می شود؟

از جهت اعتقادی هیچ فرقی میان تاثیر خاص الهی در رفع نیازهای به ظاهر کوچک و نیازهای بزرگ وجود ندارد.اگر ما قبول نماییم که شفای سرماخوردگی همان قدر مهم است که شفای سرطان اهمیت دارد.در هر دو حالت این خداست که اگر بخواهد اسباب و وسایلش را فراهم می کند تا نیاز انسان رفع شود و اگر هم نخواهد به هیچ وسیله ای و از هیچ راهی ، خواسته انسان برآورده نمی شود.

آن وقت می تواند به فرمایش امام صادق (علیه السلام) عمل کند که می فرماید کوچک بودن یک چیز مانع دعا و درخواست از خداوند نگردد.

وهمینطور در حدیث قدسی خطاب به حضرت موسی(علیه السلام) آمده ، خداوند چنین فرموده: ای موسی همه مایحتاج خود را از من طلب کن حتی علف گوسفندان و نمک غذایت.

پس هر چه که امور مادی و غیر مادی برای ما تفاوت دارند اما از دیدگاه مورد بحث ما در امر دعا باید همه آنها را به یک چشم بنگریم و برای رفع نیازهای عادی و روزمره خود به همان اندازه به دعا اهمیت بدهیم  که در امور خاص چنین می کنیم. این گونه انسان اهل دعا می گردد چنین کسی به خوبی باور کرده که سررشته همه امور حتی چیزهای که از نظر ما پست و بی ارزش هستند فقط و فقط در دست خداست و تا او نخواهد محال است انجام پذیرد.

در واقع این فرد اعتقاد عمیق خویش را درباب توحید اظهار می نماید که این عقیده ارزشمندترین و محبوب ترین عمل نزد خداوند می باشد.

دعا بهترین میوه و شیرین ترین ثمره درخت پر برکت توحید است، که جز با  تقویت ثمره آن پر بارتر نمی شود.

             

 

 

هفت آسمون +عمومی , +

ویرایش در [یکشنبه 7 مهر 1387] || [12:09 ب.ظ]

[07:09 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

شنبه 30 شهریور 1387:دلا باید به هر دم یا علی گفت.....

 

دلا باید به هر دم یاعلی گفت

 نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

به صدق دل همیشه یاد او بود 

به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت

دمیکه  روح  در  آدم  دمیدند  

ز جا برخاست آدم یا علی گفت

چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست 

توسل جست و هر دم یا علی گفت

ز بطن حوت یونس گشت آزاد

ز بس در ظلمت یم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد

کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

نمی شد زنده جان مرده هرگز

یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

رسول الله شنید از پرده غیب

ندائی آمد آن هم یا علی گفت

نزول وحی چون فرمود سبحان

ملک در اولین دم یا علی گفت

علی در کعبه بر دوش پیمبر

قدم بنهاد آن دم یا علی گفت

به فرقش کی اثر میکرد شمشیر

یقینا ابن ملجم یا علی گفت 

       

        

 

هفت آسمون +عمومی , +

ویرایش در [شنبه 30 شهریور 1387] || [02:09 ق.ظ]

[11:09 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

.(C) Copyright

All Right Reserved

Haft Aseman!!